عصبانیم...میدانی که عصبانیم.خسته ای...می دانم که خسته ای.چراییش را هر دو هم میدانیم اما الان این نوشتن نه برای ذکر چرایی این عصبانیت است و نه برای خسته نباشید گفتن.دلیل نوشتنش فقط حیرت است حیرت.
چرا يهو ياد اين جمله افتادم؟ « من تو را دوست دارم، تو او را، او ديگري را و ديگري مرا... و اين چرخه ايست كه هرگز پايان نمي پذيرد...»
رفت... برای همیشه.
+
نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386 ساعت 19:8 توسط مهناز
|