تبليغاتX
تو بستنی من ناخنک
عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد، و تو نگاه نگران مادر، نه تو دستاي منتظر يه غريبه!!!


تو بستنی من ناخنک









 

پ.ن۱: بله... مرگ حقه...  پس زندگی ناحقه اما نه احساس رضایت دارم از زندگی....به همین سادگی...به همین خوشمزگی!

پ.ن۲:من یک دانش آموزم... یک دانش آموز خیلی معمولی... با انباری از کتاب های غیر معمولی! قابل توجه خیلی ااا.


اینوهم تو بخون!:
این وبلاگ مال خومه. هرجوریم که دلم بخواد توش حرف میزنم البته ببخشیدا احترام بزرگترا سر جاش....

راستی یادم رفت مهمتر از همه را گویم:
به کوری چشم هر آنکس که نمیتواند ببیند،داریم چیزی میسازم از جنس مهر که هیچ حاسدی به خواب هم نتواند ببیند.حقیر تر از آنی که توفانی کنی هوای این دریا را...این موجهای کوچک مسخره هم اگر به چشمم می ایند نه بخاطر اهمیت تو و کار رذیلانه تو، که بخاطر بزرگی حرمت کسی است که جسارت میکنی به درگاهش،همین!

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 آذر1386 ساعت 20:16  توسط مهناز  |