.....سرم درد مي كنه... خيلي! خيلي! داره مي تركه!,امشب تو شهربازی زیادی چرخیدم
.
.
.
زندگي چقد يكنواخته.... با اين يكنواختي آخرش يا زندگي منو مي كشه يا من زندگي رو
.
.
.
این ته تغاری خونه دیگه اون ته تغاری خونه نمی شه!! {شاید چون من دیگه اون ته تغاری قدیمی نیستم }
.
.
.
,عزيزم.... بي زحمت يه كشيده بزن تو گوشم , زده به سرم باز, امشب می خوام تا صبح اصفهانی گوش کنم. انقدی که خفه شم. خفه.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چرا سر دردم خوب نمی شه؟

+
نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386 ساعت 21:29 توسط مهناز
|