تبليغاتX
تو بستنی من ناخنک
عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد، و تو نگاه نگران مادر، نه تو دستاي منتظر يه غريبه!!!


تو بستنی من ناخنک









 

دلم را به تو می دهم تا از آن شمعی بسازی و با آن خانه ات را روشن کنی. قلبم را به تو می دهم تا از آن کاخی بسازی و در آن زندگی کنی و تو عشقت را به من بده تا از آن ابدیتی بسازم و تا ابدیت در آن فنا شوم...
ضربان قلبت نمیدانم شاید نفسهای مرا می شمارد
قلب تو شاید کلبه ی من شود , صبر می کنم. صبر
قلبت را با تکه تکه های قلب خودم آذین و در آستانه اش سجده می کنم.
می خواهم آرام سر بر سینه ات بگذارم می خواهم صدای تپش قلبت مرا به خوابی عمیق و آرام فرو برد 
ولی اگر چنین شود و قلب مهربانت کلبه ی من .....
آری می خواهمت.
می خواهمت با تمام دلم...


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386 ساعت 12:19  توسط مهناز  |