سلام دوستای گلم . امیدوارم که شاد باشید و دلای مهربونتون غم نداشته باشه.
امروز اولین روزی هستش که دارم می نویسم .
تا امروزم می نوشتم ها اما نه برای شما بلکه برای خودم !
شماها فقط می خوندید مگه نه؟ ( بهتر روند کار عوض بشه ! )
به هر حال . از امروز به بعد می خوام بنویسم.
از همه جا . از همه کس . از همه چیز . از همه وقت .
می خوام از این به بعد تند تند آپ کنم . البته اگه ببینم شماها نوشته هام رو می خونیدها.
اصلا بی خیال
راستی یه معذرت خواهی هم باید بکنم از همتون بابت تاخیری که داشتم . بذاریدش
به حساب تنبلی و بی حوصلگی !
یه چیز دیگه : چند روز پیش یه رمانی رو از مهسا گرفته بودم می خوندم که خیلی
فکرم رو مشغول کرده بود و موضوعش ملاک انتخاب دو دختر برای ازدواج بود
یکی از اونا نظرش این بود که شوهر آینده اش پولدار باشه حتی اگه زشت و
بی ریخت و پیر هم باشه اما اون یکی نظرش این بود که شوهرش باید جوون و
خوش تیپ و دوست داشتنی باشه .
آخرش هم اولی با یه مرد پولدار 45 ساله ازدواج کرد و دومی با یه پسر 24 ساله ی خوش تیپ !
آخر داستان هم هر دوتاشون از شوهرهاشون طلاق گرفتن !
به نظر شما چه اشکالی در انتخابشون بوده که کارشون به اینجا کشیده؟؟؟
*** به نظر خودم اینها نباید از قبل برای خودشون یه ملاک انتخاب می کردن آخه
شنیدم که اینجوری چشمشون به حقایق بسته می شه***
خوشحال می شم اگه نظر شماها هم بدونم ...
تپل و خوشگل باشید دوستای گلم ...
+
نوشته شده در دوشنبه 17 مهر1385 ساعت 21:41 توسط مهناز
|